محمد باقر شريعتى سبزوارى
112
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
بيهوده بوده و دستگاه مهيتگيرى به منزلهء اين است كه انسان به يك نقطه از درياى پهناور با چينِ موج نشانى بگذارد و از اينجاست كه دانشمند آشنا با علوم طبيعى و سبك تحقيقات جديد چيزى را كه مىشنود از مهيت وى جويا نمىشود ، بلكه از اثر و خاصهاش مىپرسد ، نمىگويد « چه مىباشد ؟ » مىگويد « چه مىكند ؟ » . [ توضيح قسمت اوّل اشكال ] توضيح اينكه ، اما نظريهء تباين ذاتى انواع ، كه مطلب بالا متكى به آن است ، اين است كه ما اشيا و واقعيتهاى خارجى را دسته بندى كنيم و هر دستهاى را با ذات و مهيتى مغاير با ذات و مهيت ساير دستهها بشناسيم و به عبارت ديگر ، مبتنى بر اين است كه معتقد شويم كه اشيا در قالبهاى مخصوصى ريخته شدهاند و هر قالبى ذاتاً غير از قالب ديگر است و هر يك از آن قالبها را به عنوان ذات و مهيت آن اشيا بشناسيم ، ولى تحقيقات مقرون به مشاهده و آزمايش جديد ثابت كرده كه اشيا در قالبهاى مخصوص و جداگانه ريخته نشدهاند و اساساً واقعيتهاى خارجى ، اختلافات ذاتى با يكديگر ندارند . تحقيقات جديد ثابت كرده كه آنچه در خارج واقعيت است فقط يك واقعيت است كه تركيبات گوناگون به خود مىگيرد و اختلافات اشيا مربوط به اختلاف تركيبات و اجزاى همان واقعيت وحدانى است . چيزى كه هست ما از هر يك از آن تركيبات يك تصور خاص داريم و ابتدا قبل از آنكه تحقيقات علمى كافى بكنيم مىپنداريم كه هر يك از واقعيتهاى متصورهء ما ذاتاً مباين و مخالف آن ديگرى است ؛ مثلًا ما ابتدائاً سنگ و درخت و انسان و هزارها چيز ديگر مىبينيم و مىپنداريم هر يك از اينها ذاتاً مباين با ديگرى است ، ولى پس از تحقيق و آزمايش به اين نتيجه مىرسيم كه تمام اين اشياى بىشمار ، از يك عده عناصر معدود كه با نسبتهاى مختلف با يكديگر ارتباط پيدا كردهاند تركيب يافتهاند ؛ يعنى مىفهميم كه اختلافات اين مركبات ذاتى نيست ، سپس عناصر را بررسى مىكنيم . در بررسى عناصر نيز ابتدا مىپنداريم كه هر يك از آنها ذاتاً مباين ديگرى است ، ولى تحقيق و آزمايشهاى دقيقتر علمى بر ما روشن مىكند كه عناصر نيز به نوبهء خود از اتمى تشكيل يافتهاند و اختلاف وضع و ساختمان داخلى اتمها عناصر را